درخت حیاط
روزنه
بی آن که بدانم نامت چیست
محوشدم
در هستی تو :
ای درخت بلند
با بسیاران برگ های بسیارت :
ریز ریز
و
سبز سبز
سبزتر از میوه های گردت
میوه هایت هر یک سبز تر از هر برگی .
محو شدم در سبزی بازوهای بسیارت
باز شده با تمام آغوش
باز باز
رو به روی آسمان و خورشید و پرنده .
محو شدم در صدای هممهمه ی گنجشکان
در پناه آغوش تو .
- آبشار درخشان صدای گنجشکان
می ریزد
بر سر و صورت خانه -
من
محوشدم زیر آبشار .
بی آن که بدانم نامت چیست
- سروی یا کاجی یا باغی -
محو شدم در هستی تو
ای درخت حیات ...