عصر بعد

صدف و قهوه

خوب شد از دست قرون وسطی در رفتیم و تو بعد از قرون وسطی مرا بوسیدی و سرانجام تمام دینوسورهای بداَخم درون مرا قو کردی - زیباتر از اردک و غاز – با همیشه لبخند روی لب های من با طلسم لب های تو در غیاب قرون وسطی ...
شعر تصادفی