فصل 32

ساحل شنی

اوج می گیری می افشانی آبشار موج ات را بر روی من. قلقلکم می آید مور مور تن ام با خنده بند می آید می غلتم روی زمین دنبالت تا بگیرم پایت را . می گریزی خندان. روی دوش ام باقی می ماند دسته دسته گوش ماهی های اسرارآمیزت. اوج می گیری دریای من مثل همیشه باز هم با شکست تمام مرزها....
شعر تصادفی