خاکسپاری
سال زنبق
پس ای خاک !
گرامی دارش
زیرا که گرامی بود او نزد ما
با نگاهش روشن
با لبانش خندان
با سرانگشتانش
رقص کنان روی تار هستی .
آری !
خاک !
بسیار گرامی دارش
بیش از هر گنجی ، بیش از هر مهمانی
زیرا که گرامی بود او نزد ما
بیش از همۀ گنج های عالم ، بیش از همۀ مهمان ها
با قامت سرو جوانش
آزاد
پاک و آزاد
تا پایان :
آنگاه که بر لب های دوخته اش کوبیدند
کوبیدند ضربه های هولناکِ مرگ را
دست های ناپاک ...