عزیزم مرا ببخش !
سال زنبق
نگران از پنجره ات مرا می بینی
که یک آن شعله ورم ، پر هیجان
یک آن منجمدم ، یخ بسته .
انگار با یک کشمش ، گرمیم شده
با یک غوره ، سردیم شده .
اما می دانم که مرا خواهی بخشید . عشق من .
وقتی که بدانی این جا
غوره ها ، تیر ها ی سربی بودند ،
کشمش ها ، گاز های اشک آور،
پرتاب شده
بی بها نه
ناگاه
در خانه ی من ...