یک سفیدۀ تخم مرغ

سال زنبق

دور از توام در یک ظرف دور از من در یک ظرف . می گردیم ، می پیچیم ، دور از هم به همزن . فریاد و فغانم از درد جدایی در فضا می پیچد : تو را می خوانم ، در هر گردش ؛ آنچنان می خوانم آنچنان می خواهم که خواهش من موج سیالت را می رساند به قلب ظرفم در من می ریزی ... بیش از پیش بی پرده با همۀ شور و شهدت آمیزش محض : این شیرینی ...
شعر تصادفی