من هم اعتراف می کنم

سال زنبق

من اعتراف می کنم که خواب دیده ام : سپیده دم کنا ر ساحل تمیز می دوم . من اعتراف می کنم که دیده ام طلوع نور شاد را در آسما ن صبحدم . من اعتراف می کنم اجا زه داده ام که ماسه ها و موج ها و بادها به اشک های شوق من نظر کنند . من اعتراف می کنم که شاد شاد بوده ام از آن نگاه تابناک . من اعتراف می کنم که اشتباه کرده ام من اشتبا ه کرده ام که لحظه ی طلوع را به خواب دیده بوده ام ...
شعر تصادفی