دزد

سال زنبق

مرگ سراغم آمد با صورت پنهان شده زیر نقاب سیاه مثل یک دزد ، در یک شب . تو ، هم آن دم از قلب من بیرون جستی و مرا از چنگش بیرون آوردی با یک جنبش مرگ گریخت ؛ مرگی که گمان کرده بود به شکا ر تنهای بی رمقی دست پیدا کرده ...
شعر تصادفی