طناب بازی

سال زنبق

از پشت سر دست هایش را می بندند چشم هایش را می بندند می کشانندش تا بالای چهار پایه به زحمت ، نگهش می دارند و طناب دار را می اندازند دور گردن او حالا باید ، با یک ضربه ، چهار پایه به کناری پرتاپ شود از زیر پاهایش طبق قانون این بازی . نقض نخواهم کرد "قانون" بازی را طرد خواهم کرد ، به تمامی طرد طرد طرد تا ابد این "بازی" را ...
شعر تصادفی