خا کستر بهشت

سال زنبق

چه کردید آخر ؟ با هزاران خنده ، با هزاران بوسه پنهان شده در لب هایم؟ چه کردید آخر ؟ با هزاران آواز شیرین تر از چهچهه ی بلبل ها در گلوی پاکم ؟ چه کردید آخر با هزاران دور رقص پا گرفته در پاهایم ؛ با هزاران برق شاد در چشمانم ؟ داغ زدید ، با نام بهشت ، بر سینه ی من . غارت کردید سوزاندید . تلی از خاکستر ، بر جای من ، بر جا نشانده ، تماشا کردید . تلی از خاکستر ، ذره ذره سرشار از هستی تاراج شده ؛ تلی از خاکستر ، جنبان اکنون در غروب طوفان پیش چشم مردم پیش چشم جهان جنبان اکنون مثل ققنوس ...
شعر تصادفی