کشتزار
سال زنبق
سخن می گفته اند
هر لحظه
دانه های گندم
با زبانی که نیازی به جنباندن لب ها نداشت.
می خوانده اند
هر لحظه
دانه های گندم
آوازی را که نیازی به مضراب نداشت .
می رویانده اند
هر لحظه
دانه های گندم
خوشه ای را که نیازی به تأیید نداشت.
آسیا و آب و تنور
تند و گرم می گشته اند
در تمام لحظات ؛
نا پیدا
از پنجره ی سلولم ...