تقدیر
سال زنبق
ریسمان نامرئی انداخته بر گردن سروم ،
طوفان.
می تکاند او را
می کشاند اورا
- در پی سرگشتگی طوفانی –
به هیچ کجا.
سرو آزادی را
که ریشه دوانده
دوانده
تا اعما ق قلب خاک من.
همهمه ی شاخه های سبزما ن
در فضا پیچیده:
جدایی
هرگز ، جز با مرگ ...