تقدیر

سال زنبق

ریسمان نامرئی انداخته بر گردن سروم ، طوفان. می تکاند او را می کشاند اورا - در پی سرگشتگی طوفانی – به هیچ کجا. سرو آزادی را که ریشه دوانده دوانده تا اعما ق قلب خاک من. همهمه ی شاخه های سبزما ن در فضا پیچیده: جدایی هرگز ، جز با مرگ ...
شعر تصادفی