عاشق شدن

سال زنبق

هرگز پرت نکردی مرا بیرون حیا ط ، با ضربه ی پتک " حریم خصوصی " . هرگز هیچ گاه ، پرت نکردی مرا له شده ، سرگشته ، در زباله های تل انبار شده از هر چیز در کوچه . هرگز هیچ گاه ، از نخستین خانه در نیزار ، تا این برج در میان ابرها، در واقع در را نبستی بر روی من ، قفل نکردی چفت در را ونماندی با "حفظ حریم شخصی" تنها ، تنها ، تا ابد در قلب سلولت ... دور باشم یا نزدیکت می نوشم لبخند را از لبان شیرین تو ؛ تا ابد عشق من ...
شعر تصادفی