گل یا خار ؟
سال زنبق
باردار از هستی تو
در فضای موجود
می گردم
می گردم
و می گذرم از کنار دیوار پَست ،
و قوطی های خالی نوشابه ، کبود
تَل انبار شده روی هم
متوقف شده در مسیر بازیافت .
نسترن های اردیبهشت
بالا دویده اند از دیوار
باز شده اند
می خندند
با قلقلک بازی باد ...
- دوتناقض ؟ یعنی بی آشتی ؟ تا ابد بی آشتی ؟ -
چه چیزی حقیقت دارد ؟
نشترن یا دیوار ؟
گل یا خار ؟
چه چیزی حقیقت دارد ؟
این بهشتِ درون
یا این بیرون ؟ این دوزخ ؟
لبریز از تو ،
لبریز از نطفه های همیشه بهارت
می گردم
می گردم ،
پوشیده با عطر تو
پوشیده با آبِ تو
که مرا پوشانده
همچون سپر چشمۀ آبِ حیات
از سر تا پا ؛
و می گذرم از حیاتِ بیرون
- از یک دوزخ به دوزخ دیگر
انگار بیرون از ما –
می گذرم
و زمین – کوچک ، کوچک –
زیر قدم های حیران من
دارد می نوشد قطره های تو را
و ذره ، ذره ، می پذیرد در خود
و به خود می گیرد
رشته های نقره ای موج تو را
عشق من
جاری شده از گیسو و پیکر عریانم
جاری شده از چشمان و بند بند انگشتانم ...