روز بارانی

سرسبز

ابرهای دور دست جمع شدند سنگین شدند باران شدند : جویبار زلال باز دارد می رقصد در میان بازوهای باز زمین . ابر های جدایی های تیره ی ما باران باران می بارند بر صورت من : می دوم ، بارانی ، سمت بازوهای باز تو ...
شعر تصادفی