جاویدان

شبانه

روی سرانگشتم بوسه می کارم می نویسم با آن ، نام تو را روی شن های غروبِ ساحل ، و دو قلب بزرگ پیوسته به هم می گذارم ، میان شن ها کنار نام تو . موج شب می آید اثرم را بر می دارد و بر می دارد بوسه های مرا و به قلب اقیانوس می ریزد به قلب چشمه و به قلب لیوان بلور آبت : جرعه جرعه نوازش کنان لب هایم روی لب های تو می گردند ؛ و تو را در بر می گیرند بوسه های پنهان من . پشت پرده شب شعاع آفتاب پا برهنه می رقصد در بلور لیوان نرم و سبک آغشته به بوی نمک سود موج و تن ما ...
شعر تصادفی