پرنده های شهر ما

شبانه

زورق عشق آیا در اصابت به کوه یخ روزمره در هم می شکند ؟ جسم این عشق در کوره آدم سوزی می سوزد ؟ قلب این عشق در بازار کالاها و میان هیاهوی اُفت و خیز قیمت ها گمگشته از یاد خواهد رفت ؟ و زمان آیا غلبه خواهد کرد به زیبایی گل های سرخ ؟ آیا متوقف خواهد شد قطار این عشق بی جواز عبور پُشت مرز ؟ ... ... ... دو پرنده مثل دو هواپیمای جشن های بزرگ بال به بال دور سر شهر می چرخند بالای افق ، بعد از مرز شب ...
شعر تصادفی