پیش از بوسه

شبانه

بد بودند روزهایی که من حبس شده در حصار پوستم می پوسیدم - جسدی در میان اجساد - پرتاب شده در گودال زیر دندان های خونین تنهایی که مدام می جویدند نبض مرا . بد بودند روز های مرگ من؛ پیش از این روز خوب: روز بوسه تو زیر فواره گرم خورشید با طنین راه های سرسبز و صدای قدم های تند قلبم بر فراز زمان سمت آغوش تو ...
شعر تصادفی