مهربانی ها
شبانه
چند بار زیر باران
با هم بودیم ؟
چند بار قطره های باران
فاصله های میان دست های ما را
پر کرده اند؟
چند بار چترت را باز کردی
و گرفتی روی سر من؟
پس از آن
هر بار
شب آمده ای
به اتاق امن جمجمه ام
با من خوابیدی
در همه لحظه های تاریک
برهنه
وحشی
و عاشق ...