سرد و گرم

شبانه

شاخه های افراها در طول تمام خیابان بی برگ شده اند خورشید ظهر پُشت ابر ضخیم است . غبار خاکستر ، شهر را پوشانده . باد سرد می آید باد سرد ، پی در پی . گونه ها و لب های من یخ بسته اند . مور مور سرما می دود در تن من می لرزم ... - سرد است ! - صورتم را بالا می گیری چشمانت دو اخگر سوزان خیره در چشمانم ، می مانند ؛ دیوانه وار ، ناگهان لب هایم را در دهانت می گیری باز و داغ زیر نقاب سرما ...
شعر تصادفی