در همان حال!

زن

در مسیر پاشیدن ارزن برای کبوترهای روی ایوان، دانه های گرد ارزن از میان انگشتانم قل می خوردند بی هدف پخش و پلا، می ریختند روی خاک ایوان، خاکِ پوشیده شده با غبار یخبندان. روزها ی یخی طی شده اند. از کوه ها نسیم بهار می آید جوجه های کبوتر در حال پروازند و ایوان من پر شده از سبزه های لطیف ارزن...
شعر تصادفی