چشمان انسان!
زن
خورشید دوباره سرزد.
دوباره کبوتر بال زد
دوباره با منقارش چینه دان جوجه ها را پرکرد.
گل های بابونه دوباره امروز
بوسه های سپید بخشیدند به خورشید.
دوباره امروز
با قطره ی اشک چشمانم آمده ای
گونه های مرا بوسه باران کردی.
دوباره امروز زلال آمده ای :
از جهان دیگر.
از جهان دیگر که جایی نبود،
جایی نیست جز:
مردمک چشمان من...