بهار!
زن
بیا بال بزن
در هوای صبح ام
پرواز کن!
شبنم بچین از دست برگ من.
ارزن بردار از دامن خاک مرطوب ام،
و بخوان:
در گوش من
همه ی آوازت را!
سر بگذار، بی واهمه، شب
بر سینه ی من.
بی آن که خواسته باشم،
ناگاه می بینم
می خواهم نوبهار تو باشم
شب وروز
در همه ی آینده...