اعوجاج

آفتاب مهتاب

گِل اصطکاک را محدود کرده است و ثقل اندام در هیچ نقطه ای ثابت نمانده است در حد فاصل دو قدم دره ای ست ژرف . آثار معنی را از دست داده اند . سیاله ی لرج ، پوشانده جای پر کشش پای رفته را لیز است ، لیز خاک ، زمین ، سنگ ، کفش ، دست . بر جاده ی لیز می لغزد عابر ، می افتد عابر ؛ از جاده ی لیز کژ مژ عبور می کند عابر ...
شعر تصادفی