شیر مست

آفتاب مهتاب

یک تکه نان در کاسه افتاد در کاسه ی شیر گرمای شیر داغ شیرینی شکر در نان نفوذ کرد و بوی آمیزش در خانه پیچید . گریه تمام شد . گریه تمام شد . نوزاد شیر مست در خواب خندید . یک تکه نان ، یک کاسه ی شیر ، گرمای آغوش ، یک خواب ، یک لبخند ...
شعر تصادفی