تا اعماق

آفتاب مهتاب

در خاک می رود آرام و سر به زیر و عابران گیج شتابان موج صدای حرکت او را آن سوی سطح سخت نمی یابند - سطحی که پُر شده ست از برگ های خشک . در جنگل کبود پژواک له شدن و شکستن موسیقی مداوم متن است متنی که بی صدا - آرام و سر به زیر - به عمق می برد جریان قطره را ...
شعر تصادفی