مهتاب ، آفتاب

آفتاب مهتاب

دو تار دو تار مو پیچیده بر هم بر روی بالش مهتاب آفتاب . ماهی نقره ای تابیده بر قیراب اقیانوس خط سفید سیر یک شهاب پیچیده بر موج بلند مد . ساحل خوابیده در غوغای کشتی ها غوغای کشتی ها آمیخته با خوابِ ساحل کالا و بوی نفت ، مسافر انبوه اسکناس - چرک و مچاله - چادر شب خاکستری افتاده روی شهر آبستنی در خواب پهلو به پهلو می شود - سنگین و دردناک - در زیر خاکستر . دو تار دو تار مو پیچیده بر هم بر روی بالش : مهتاب ، آفتاب ...
شعر تصادفی