کتابها چشمک ۱۲۵ از ۳۰۲ قاشق چشمک دور از دست ، قاشق مِسی در محبس گنجه زنگ می زند ؛ مثل آینۀ چشم هایم که زنگار بسته بود بی تو در حبس این دنیا ... متن کوچکتر متن بزرگتر اشتراکگذاری شعر تصادفی → شعر قبلیدریا فهرست شعر بعدی ←عقیدۀ همگانی