لباس امروز تو

چشمک

روبرویم هستی توی پیراهنت توی کُت ات که شیار مخمل هایش - رنگِ گندم زار – به موازاتِ هم شانه های ستبرت را بوسه زنان می پیمایند تا خط ران هایت ؛ پوشیده با کتان شلوار . - ساقۀ گندم زار ، سُرسُرۀ قطرۀ باران است – پائین می لغزم در قطرۀ باران ، روی سُرسُرۀ مخملی ات . دلم می ریزد در قطره . با تمام دلم می افتم روی ران هایت . ساقه های گندم صورتم را می پوشانند . با ادای تقلا کردن برمی خیزم و سرخوش می گذارم سرم را بر دوشت اشک های شوقم ، زلال و شیرین ، از سُرسُرۀ مخملی ات پائین می لغزند تا یقۀ باز پیراهنت روی قلبت ؛ قلبی که رهایش کردی از چنگِ خرس و از تن پوش و زرۀ فولادین ...
شعر تصادفی