این چشم های درشت سیاه

گندمزار

بازوهای لاغر ذوب شده ، بی توش و توان ، شکم های طبله شده ی نوزادان باد کرده از انبوه کبود انگل ها ـ ارمغان زمین به آنها ؟! ـ صورت های چشم شده . چشم های درشت سیاه آتش شده : در صفحه ی اخبار زمین گر می گیرند ، شیشه ها را می سوزانند ، در خانه می افتند قلب های انسانی را می سوزانند ، می سوزانند ترازوی دروغین نامیزان را ...
شعر تصادفی