نام "گل سرخ

گندمزار

حروف نامت می آیند می گردند در ذهنم . ـ انگار کبوتر های ماُنوسم می چرخند می نشینند کنارم . ـ نامت را می گویم . با خشم ، نه . با قهر ، نه . تکیه داده سرم را به کاج خاموش پلک هایم را می بندم . نامت را می گویم تکرارکنان ، زمزمه وار ، تنها با مهر . گویی کلمات آبشار دعا از لبان موُمن می جوشند محراب خالی را می پوشانند جریان می یابند آرام و زلال با خواهش من از معبد عشق تا ریشه ی کاج در تمام زمین ...
شعر تصادفی