منظره از پنجره ی باز
گندمزار
دانه های درخشان
امشب
بر شهر تو می بارند
برف
برف .
فرش های سفید ابریشم
شیروانی های خانه ها را پوشانده اند
و تمام زمین را .
تورهای سفید ابریشم
کاج ها و سروها را پوشانده اند
پوشانده اند حباب لامپ های خیابانت را .
برف
برف
تازه نفس
آواز هماهنگی این گیتی را می خواند
در بلور فضا
آوای لطیف موزون می رقصد .
گوش بده به ترنم های این آوا
و ببین ، بیش از پیش ، منظره های پیدا شده را
از پشت پنجره ی خانه ی خود .
پنچره ی بی ردیف سیم های خاردار
پنجره ای بی شباهت به پنجره های سیاه بسته ...