ضمیر ما

گندمزار

نور زمین را در بر می گیرد ، زمین نورش را روز و شب . جدایی کجاست ؟ لبخند ردیف دندان ها را آشکار می سازد . دندان و دهان پیش از تولد بعد از مرگ . کی تنها بودیم ؟ کی تنها بودم با آغوشت با لبخندت . من : زمینی که ذره ذره خاک به خاک جمع شدم زاده شدم از درون خورشید تو . من : دهانی که با قلقلک نرم سر انگشت تو - روی چانه ی سختم ـ ناگاه باز شدم با لبخند باز شدم با بوسه . سر و دست و پا ، جمع اشیاء بی جان نبوده در من . چشم و گوش و لب ، چیزهای تل انبار شده در خفقان زندان و انبار نبوده در من . جمع اشیاء نبودم من ، من ، با لبخندت با آغوشت . من ما بودم ما هستم در میان جمعیت یا در سلول . من ما هستم : مجموعه ی پیوسته به هم . یک هستی : با هر نام نام به نام ، با هر صورت صورت به صورت ، شکل به شکل با ضمیر "تو" و "من" ؛ ما هستیم بی تنهایی زنده با پیوستن آمیختن . بی تنهایی زنده با دیدار همدیگر در صورت خود صورت هم ...
شعر تصادفی