فرفره ی من

همهٔ گل‌های سرخ

گر یه کنان می چرخم در میان بازار تو را می خوانم در میان هق هق می ترسم : از جنس ها می ترسم : از گلوهای دریده بندهای طلایی پاهای در زنجیر. فرفره ی گردان شده ام می چرخم دور خودم وحشت از بازار بیگانه وحشت زده از جانور بیگانه پنجه های حریص. تو را می خوانم در میان هق هق. دست تو را می خواهم – گریه کنان - عشق من ، در دستم ...
شعر تصادفی