تو و من (2)
کلاغ پَر
تو برگ
من رنگ !
وقتی که آمدی
من آمدم
در تو نشستم
سلول هایت
دانه دانه
آمیخت با من .
من
سبزآبی زرد قرمز
تو
راه بردی
در من نشستی .
عطر تن گردو در باد می پیچد
پشت سر ما
پرده ی سیاه
بر خاک می افتد
ابریشم پیله
در رنگ می جوشد .
تو آسمان
من ماه !
وقتی که آمدی
من آمدم
در خواب هایت لانه کردم
آغوشت از مهتاب پرشد
تا ماه رفتی .
کابوس های شب
پشت سر ما
در غار می مانند .
گهواره می جنبد
در بستر رگ
موج گرم شیر
می جوشد .
من نیستم
نیست .
وقتی که می آیی
می آیم از تو ...