اشاره ی زن
مانی
چه رنگ تیره ای گرفته اند شیشه ها
چه تیره است خانه ام
به هر طرف نگاه می کنم تمام تیرگی تمام قد
درست مثل هیکلی خبیث ایستاده پیش چشم من.
به سمت کوچه خم شدم
بدون اختیار خط کشیده ام با کنار ناخنم به روی شیشه ها.
زلال شد
مسیر روز شد
شیار ناخن اشاره ام روی شیشه ی کدر.
غبار روزهای رفته اند روی شیشه ها.
فقط غبار!
فقط غبار!...