نگاه به گذشته
مانی
وارد دالان نورشدم
سربرمی گردانم
پشت سرم خودرا می بینم :
هیکل تنهایی درگونی ، آویخته از دار سیاه
درنوسان باهر باد
مثل آونگی زشت
جسدی شئ شده، خوف آور
برمی گردانم صورتم را از راه گذشته :
روبه رویم فضای نورانی ست
من سبکبال در پروازم
میان بازوهایت
در میان ابرهای سفید توری ...