شب
مانی
شب آرام بهاری آمد
خیره شد به پنجره ام
پیش آمد ، خوابید کنارم
پخش شد روی من.
آسمانم پر شد، لبریز شد
با چشمک خندان ستاره به ستاره، به من.
بی رها کردن من.
آمدی.
خیره شدی به پنجره ام:
خوابیدی در کنارم.
بی رها کردن من...
مانی