بی مرگان
مانی
یک گام جلو
یک گام عقب
با صدای بلند تق تق
می رود می آید
می خواهد که بگوید:
هستم!
می دزدم
می گذرم!
اما فقط
یک گام بر می دارد
باز برمی گردد یک گام عقب
در دایره ی محدودش
دست هایش خالی
آونگ ساعت دیواری:
روبه روی چشمان ما:
عاشقانه در آغوش هم
بی گذار زمان
ما : بی مرگان...