بی مرگان

مانی

یک گام جلو یک گام عقب با صدای بلند تق تق می رود می آید می خواهد که بگوید: هستم! می دزدم می گذرم! اما فقط یک گام بر می دارد باز برمی گردد یک گام عقب در دایره ی محدودش دست هایش خالی آونگ ساعت دیواری: روبه روی چشمان ما: عاشقانه در آغوش هم بی گذار زمان ما : بی مرگان...
شعر تصادفی