ترسیده!!
مانی
بیاید- اگر-
قفل را می شکند
در را می شکند
پشته پشته خاک را بر می دارد
می ریزد بر سرمان:
غنچه های سرخ فرش در خون می غلتند.
جنگ بیاید- اگر-
مشت اش باز هم می شکند
این در را
گهواره ی نوزادم را
استخوان های باریک ش را..
باز در تب دارم می سوزم:
هذیان می گویم!
هذیان می گویم؟؟...