پرنده ای به نام " دُم جُنبانَک

مانی

ریز و تند می دود روی زمین با پاهای نی قلیانش، دم جنبانک. دور زده سنگ و کلوخ سخت را مار پیچ راه را، او انگار، می بیند. درخت توتی پیدا نیست تنها فقط: عطر خفیف توت نامریی در فضا می گردد. دم جنبانک عاشق توت شیرین ریز و تند می دود روی زمین با مقصد معلوم ولی ناپیدا؟...
شعر تصادفی