یک صحنه

مانی

لنگه دمپایی روی آب رود خانه با موج آب می رود با موج آب به سنگ کناره سر می کوبد با موج آب از کناره دور شده می آید وسط گودی رود . شاید بماند جایی شاید جایی پرت شود در گل و لای خزه شاید بپو سد جایی ، تنهای تنها : یادگار جفتی که باهم بودند پیش از دور شدن از یکدیگر ...
شعر تصادفی