ترانه ی آفتاب گردان

روزنه

از نگاه خندانت لبریز شده - بی زنجیر دور از همه ی بازارها دور از همه ی کالاها - لبریز شدند ذره هایم دانه دانه از تو . به پیوسته ام . مورچه ها ، زنبورها ، گنجشک ها ، آمده اند شهد این پیوند را می چینن د: انگار درختی – تازه - از همآغوشی خورشیدو زمین سبز شده میوه ی بستنی و آب نبات آورده کودکان را می خواند دست های کوچک می آیند با دادو قال از سر هر شاخه بستنی و آب نبات می چینند باز برمی گردند سمت تاب ها . تاب ها با قهقه های خنده می جنبند بی زنجیر دور ازهمه ی بازارها بی آتش نفت برگ ها ی سر سبز می رقصند با صدای بلند خنده تا جاودان مانند من لبریز شده از نگاه خندانت مهربانم آفتاب ...
شعر تصادفی