چرا ؟

روزنه

ثانیه ثانیه خورشید پله های زمان را می پیماید می خرامد بر بام زمین با لبخند زرین اش . آب غل غل دوان لحظه لحظه از شکاف سنگ ها بیرون می لغزد با بلور تن اش . ـ بیهوده رعد های تاریکی می غرند تهدیدکنان ، پیش خورشید . ـ بیهوده سنگ های نک تیز می کوبند بر سر آب . زیرا خورشید ناشنواست ، و آب سرسخت است ...
شعر تصادفی