لاک پشت اول
سال زنبق
در عصر ظلمت
کتا ب و دفترها را ریخته در گونی ها
در شب تیره و تار
از خانه ی آوار شده ,بیرون بردیم
چال کردیم - همه - واژه های عشق را
در خرابه های بیرون شهر .
آن گاه ، آن گاه
در خانه ی سرد
لحظه ها را پا ییدیم
زمان را پا ییدیم
پا ییدیم قلب های یکدیگر را
نبض های یکدیگر را
در فانوس قطره های اشک یکدیگر ...