شیر

سال زنبق

دمبرگ اند ، چسبیده به ساقه انگشتانم چسبیده به بازوی تو . و زمانی که جدا باشند انگشتانم از بازویت به زمین می افتم خا ک را می جورم می رسم تا ریشه ، نرم نرم وزبان صورتی ام را می گردانم روی ریشه ی تو می نوشم ... گربه ای می لیسد می لیسد ظرف پر شیرش را در سایه ی برگی که با دمبرگش روییده از درون ساقه ...
شعر تصادفی