اول اردیبهشت

سال زنبق

ما دوباره باز می گردیم در شقایق های ناخوانده مثل همیشه بی دعوت . مردمان ، ما را می نگرند مثل رویایی که به حقیقت پیوسته ناگهان در این خاک ؛ مثل اکنون آتشین و عاشق پیش هم ، نجواکنان در گوش هم ... و درست مثل شقایق هایی که برگشته اند آتشین و عاشق در جهان هستی ما : بوسه زنان بر گونۀ هم ، از میان سیم های خاردار ...
شعر تصادفی