دلتنگی

سال زنبق

جویبار اشکم می جوشد ، می نویسد نام تو را با جوهر نامریی یاد بر صورتِ من . نقش تو پی در پی موج به موج می نشیند در چشمانم . مثل آینه ای در باران - از درون قاب ام ، از پنجرۀ این زندان – می نگرم به صورتِ شیرین تو ...
شعر تصادفی