آینه ی تو می شوم .
سرسبز
گل سرخی پرتاب شده
در آغوش حوض ،
چین واچین
موج دنبال موج
می سازد در صورت آب .
در بلور آبی
آسمان و گل سرخ و امروز
می رقصند :
این لبخند توست
در صورت تو .
تار به تار نور را می تاباند
باریک و سفید – یکدست سفید -
موی تو .
گرم و گیرا
دست خشک عصا را می گیرد
می فشارد
دست تو .
تکیه داده به عصا گام برمی داری
در امروز با لبخند
مهربان و آرام .
و امروز تو
تمام مرا
پر می سازد
از مهر روشن تو .
گیتی
آینه ام را درخشان می بیند
بیشتر از روزهای کدر موهای سیاه ...