برگ برنده

سرسبز

پیروز شدم . یعنی زنده ماندم پس پیروز شدم . خرس را و جنگل را پیچاندم جنگیدم باز گشتم به خانه . بازگشتم "پیروز"، پاره پاره افتان و خیزان برگی- انگار - همراه باد باد ، همراه من با حاصل من با همه ی چیزهایی که به دست آوردم : در هر ذره ی من ، بیخ هر دندانم ، در هر ترک استخوان های من ، در هر شعرم به دنیا آمده بود" خواهش صلح" گریه کنان با دهان صورتی وحشت زده اش . بازگشتم به خانه گرفته در میان بازوهایم سخت فشرده به سینه ی خود نوزادم را ...
شعر تصادفی